وَأَشۡرَقَتِ ٱلۡأَرۡضُ بِنُورِ رَبِّهَا

6 خرداد 1405 - 17:18

Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Post Type Selectors

نقطه خیابان‌ها در تسخیر مردم، میدان در مشت رزمندگان / روایتی از یک تحول تاریخی در ایران

۲۲ اسفند ۱۴۰۴ | 16:02
آنچه در این روزها بر کشور گذشت، نه یک رویداد عادی امنیتی، بلکه یک جنگ تمام‌عیار ترکیبی بود که از همان ساعات نخست با جنایتی هولناک علیه کودکان بی‌گناه مینابی رنگ باخت.

شفق؛ جابر خرم نیا، یادداشت: شنبه ۹ اسفندماه، برای مردم ایران روزی عادی آغاز شد؛ اما ساعات بعدی آن، یکی از پیچیده‌ترین و سرنوشت‌سازترین مقاطع تاریخ انقلاب اسلامی را رقم زد. آنچه در این روزها بر کشور گذشت، نه یک رویداد عادی امنیتی، بلکه یک جنگ تمام‌عیار ترکیبی بود که از همان ساعات نخست با جنایتی هولناک علیه کودکان بی‌گناه مینابی رنگ باخت. شهادت بیش از ۱۶۰ دانش‌آموز دختر در یک مدرسه، تنها پیش‌درآمدی بر سناریوی بزرگ‌تری بود که دشمن برای فروپاشی ایران طراحی کرده بود.

اما نقطه اوج این بحران، نه در حملات موشکی، که در ترور روح یک ملت رقم خورد. بامداد یکشنبه، خبری کمرشکن تمامیت ایران را لرزاند: شهادت حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای، قائد امت و رهبر فرزانه انقلاب اسلامی تأیید شد.

معادله‌ای که دشمن در محاسباتش نیاورد:«مردم»

تحلیلگران نظام‌های استکباری، به‌ویژه رژیم تروریست آمریکا و رژیم صهیونیستی، تمام سناریوهای خود را بر اساس خلأ قدرت پس از شهادت رهبر بنا نهاده بودند. محاسبه آن‌ها این بود که با حذف فیزیکی نماد انسجام ایران، ظرف ۴۸ ساعت، ساختار سیاسی و اجتماعی کشور فرو می‌ریزد. اما آنچه در الگوریتم‌های جنگ‌افزار نرم و سخت آنان غایب بود، یک عامل تعیین‌کننده بود: «حضور مردم».

درست در لحظه‌ای که دشمن انتظار خلأ و عقب‌نشینی را می‌کشید، خیابان‌های ایران از آنِ مردم شد؛ اما نه مردمی وحشت‌زده و فراری، بلکه جمعیتی خشمگین و مصمم. تصاویر اعجاب‌انگیزی که از سراسر کشور مخابره شد، نشان‌دهنده تحولی عمیق در روان‌شناسی اجتماعی ایران بود. جایی که در بمباران و موشک‌باران، به‌جای خلوت شدن خیابان‌ها، شاهد فریادهای «الله اکبر» و «مرگ بر آمریکا» و «انتقام، انتقام» بودیم.

سدی به نام «ملت» در برابر طوفان اغتشاش

این موج خروشان، صرفاً یک واکنش عاطفی نبود، بلکه یک کنش سیاسی آگاهانه ناشی از بلوغ و تحلیل ملت بود. در شرایطی که دشمن با راه‌اندازی موجی از جنگ روانی و عملیات‌های تروریستی، به دنبال ایجاد ناامنی و ترور شخصیت‌ها بود، مردم با حضور میدانی خود به دو هدف مهم دست یافتند:

۱. پر کردن خلأ امنیت روانی: در لحظاتی که انفجارها در شهرهایی مانند اصفهان به وقوع می‌پیوست، ماندن مردم در خیابان و میدان اصلی شهر، پیامی واضح به بدخواهان بود: «شما نتوانستید اراده ما را تسخیر کنید.»
۲. خنثی‌سازی تاکتیک‌های اغتشاش: دشمن همواره تلاش می‌کند از بستر نارضایتی و ناامنی برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند. این بار، مردم با تبدیل خیابان‌ها به سنگر مقاومت، اجازه هرگونه بروزی به عوامل اغتشاشگر و تجزیه‌طلب ندادند.

عمارگونه در میدان؛ از بحران تا بازآفرینی قدرت

حالا که ملت ایران بار دیگر با هدایت رهبری حکیم و دوراندیش، راه خود را یافته است، باید این واقعه تاریخی را نقطه عطفی در بازتعریف قدرت ملی دانست. تجربه این روزها نشان داد که مکتب مقاومت، محدود به یک شخص یا دوران نیست، بلکه در ژرفای وجود یک ملت نهادینه شده است.

آینده پیش رو، میدان تحقق شروط بزرگی است که ملت برای دشمن ترسیم کرده است:

· قطع ید آمریکا از منطقه: مردم و رزمندگان امروز آماده‌تر از همیشه برای تحقق این هدف راهبردی هستند.
· انتقام خون شهدا: از کودکان میناب تا سیدالشهدای جبهه مقاومت، این خون‌ها پشتوانه‌ای برای حرکت تا پیروزی نهایی است.

خیابان‌های ایران، امروز به کلاس درس جدیدی برای معادلات جهانی تبدیل شده است. اینجا جایی است که نظریه «هزینه – فایده» تجاوز را برای همیشه تغییر می‌دهد. دشمن بداند تا وقتی این مردم در صحنه‌اند، نه تنها فروپاشی ایران رخ نخواهد داد، که طومار متجاوزان در منطقه پیچیده خواهد شد. ایران امروز، یک ملت واحد در پشت یک اراده واحد است. و تا اینگونه است نه تنها پیروز خواهد شد که تضمینی خواهد یافت تا دیگر چنین غلطی از هیچ رژیم مستکبری سرنزند.

انتهای پیام/

نقطه آخرین اخبار و اطلاع رسانی