مردم کسانی را که در روزهای سخت در کنارشان ماندند، خوب به خاطر میسپارند
شفق؛ در شرایط جنگی، رسانهها به ابزاری قدرتمند برای جنگ نرم تبدیل میشوند که میتوانند آرامش را به خانه و خانوادههایی تزریق کنند که هر لحظه نگرانند. اکنون نقش واقعی ما در این کارزار چیست؟ بهنظر شما امروز رسانه، چه در قالب یک استوری ساده و چه یک کپشن طولانی برای یک پست، فقط سرگرمی است یا میتواند وسیلهای برای قوتقلب دادن به کسانی باشد که دلشان شور میزند و نگرانند؟
مردم در این شرایط نیاز به نفس کشیدن دارند، نیاز به دیدن چهرههای آشنا و شنیدن صداهایی دارند که به آنها یادآوری کند “تنها نیستند”. کاش بلاگرها، اینفلوئنسرها و سلبریتیهایی که روزگاری با لبخند و انرژی، بخشی از زندگی روزمره مردم بودند، حالا هم کنار آنان بمانند، نه لزوماً با تحلیلهای نظامی یا سیاسی، بلکه با همان لبخند، با همان انرژی مثبت، با نشان دادن صحنههای همدلی، با انتقال حس زندگی به کسانی که زندگی و حتی نفس کشیدن در این شرایط برایشان سخت شده است.
البته که هر کس حق دارد نگران امنیت خود و خانوادهاش باشد، هیچکس حق ندارد از کسی انتظار قهرمانبازی بیجا داشته باشد، اما آنهایی که در روزهای امن، از اعتماد مردم برای خود سرمایه ساختند، امروز فرصت دارند تا بخشی از آن سرمایه معنوی را حتی با یک استوری ساده به مردم بازگردانند و بگویند “ما هستیم و کنار شما میمانیم”، با یک ویدئوی کوتاه از لحظات همدلی مردم و با سکوت نکردن در برابر ترسی که بر جامعه سایه افکنده است.
اما متأسفانه در نقطه مقابل این موضوع، کسانی هستند که در روزهای امن و آرامش، با پول و اعتماد مردم، کاخهای آرزوهایشان را ساختند، صفحههایشان پر بود از زندگیهای لوکس، سفرهای آنچنانی و تبلیغات چند میلیونی و فرهنگ مصرفگرایی و غربزدگی را به خورد نسل جوان دادند، اما امروز بیآنکه یادشان باشد این مردم بودند که آنها را به اینجا رساندند، حالا که خاک وطن بوی باروت میدهد و مردم چشم به آسمان دوختهاند، اینان نفس در سینههایشان حبس شده و به گوشهای خزیدهاند تا طوفان بگذرد و کشور به ساحل امن و آرام برسد تا بتوانند به روزمرگیها و تبلیغات چند میلیونیشان در مجازی ادامه دهند.
اینها همانهایی هستند که وقتی مردم برای دفاع از ایران اسلامی به خیابانها آمدند و پای انقلاب و کشورشان ایستادند، یا سکوت کردند یا باز هم از همان جنس سکوت، منتظرند تا اینترنت بینالمللی وصل شود و دوباره زندگی مجازیشان را از سر بگیرند، انگار نه انگار که اتفاقی افتاده است!
اما مردم خوب به خاطر میسپارند و خوب به یاد میآورند که اینان در روزهای سخت کجا بودند! البته برخی از این قشر هم بودند که در جنگ ۱۲ روزه کنار مردم ایستادند، از دل بحران تصویر برداشتند، امید دادند، همدلی کردند و حالا نیز در میدان حضور دارند، اینان تاریخ مصرفشان تمام نمیشود، اما آنها که امروز در پناهگاههای شخصیشان بهدنبال تفریح هستند، بدانند که فردا وقتی غبار فتنه فرو نشست، جایی در دل این ملت ندارند.
بدانیم در بحران، هر کس به اندازه تریبونش مسئولیت دارد و تریبون هر قدر هم کوچک میتواند نوری در دل تاریکی باشد. برخی بلاگرها، اینفلوئنسرها و سلبریتیها باید بدانند که این مردم یاد گرفتهاند چگونه قهرمانهای واقعی را از آدمهای بیمسئولیت تشخیص دهند، برخی نه در جنگ و نه در سختی کنار مردم نیستند، بلکه فقط مردم را به مثابه پلههایی میدانند تا از فرصت آنها برای رسیدن به آمال و آرزوهای خویش بهره ببرند.
امروز، در دل جنگ و بحران، ما کنار هم میمانیم، چون تنها با همدلی و اتحاد میتوانیم از این شرایط عبور کنیم.
انتهای پیام/