وَأَشۡرَقَتِ ٱلۡأَرۡضُ بِنُورِ رَبِّهَا

6 خرداد 1405 - 15:14

Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Post Type Selectors

نقطه تناقض قزوین؛ سودای فولاد در سرزمین تشنه

۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ | 18:15
موضع استانداری که بر مخالفت با صنایع آب‌بر بنا شده بود، اکنون فولاد را در آغوش می‌کشد. این تغییر مسیر، تقابل تلخ بین فشار اقتصادی و فروپاشی زیست‌بومی را در « آیینه تاریخ و طبیعت» ایران به تصویر می‌کشد.

شفق؛ ۱۵ مهر ۱۴۰۳، سازمان حفاظت محیط زیست ایران، اقدامی نادر انجام داد: «نه»ی قطعی. این نهاد ملی با استناد به «بحران شدید آب، مصرف بی‌رویه انرژی و همجواری با حریم شهر»، درخواست احداث یک کارخانه فولاد در شهر صنعتی لیا را رد کرد. هجده ماه بعد، در ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵، استاندار جدید قزوین، محمد نوذری، در شورای برنامه‌ریزی استان اعلام کرد که نه تنها پروژه فولاد در بوئین‌زهرا به طور کامل عملیاتی شده، بلکه پروژه جنجالی «هفت الماس» نیز ۴۳ درصد پیشرفت فیزیکی دارد. این گزارش، روایت استان در آستانه فروپاشی زیست‌محیطی است که آینده خود را به صنعتی می‌سپارد که خودش زمانی تحریم کرده بود.

اژدهای هفت الماس در دشت ممنوعه
برگه هویت استان قزوین همیشه دو رو داشته است؛ از یک سو، قطب تولید قطعات خودرو و لوازم خانگی ایران است و از سوی دیگر، ۹۰ درصد آب مورد نیازش را از سفره‌های زیرزمینی تأمین می‌کند. همین وابستگی، دشت قزوین را به یکی از بحرانی‌ترین «دشت‌های ممنوعه» کشور تبدیل کرده است؛ جایی که زمین‌شناسی آن، خبر از فرونشست و فروپاشی می‌دهد.
روز گذشته (۵ اردیبهشت ۱۴۰۵)، محمد نوذری در سالن جلسات شهید سلیمانی استانداری گفت: «قزوین بزرگ‌ترین مصرف‌کننده فولاد است و پروژه هفت الماس ۴۳ درصد پیشرفت دارد. این شرکت ملزم به استفاده از پساب و حذف فرآیند ذوب است.»
این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که پیش‌تر، صدیقه ترابی، سرپرست معاونت محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست، در نامه‌ای به مدیرکل وقت محیط زیست قزوین (مورخ ۱۵ مهر ۱۴۰۳) تمامی این وعده‌ها را از نظر فنی باطل کرده بود. در آن نامه که در اختیار خبرگزاری‌های ایسنا و مهر قرار گرفته، هشت نکته کلیدی وجود دارد که تابلوی تمام‌کننده‌ای برای این پروژه است.

«پساب»؛ سرابی برای فریب افکار عمومی
استاندار قزوین برای توجیه این پروژه تشنه، به دو کلیدواژه فنی تکیه کرده است: استفاده از پساب و حذف فرآیند ذوب. با این حال، مستندات منتشرشده در سال ۱۴۰۳ نشان می‌دهد که این دو وعده، بیش از آنکه راه‌حل باشند، «سراب» هستند. بر اساس نامه محیط زیست:
۱. کمبود فاحش آب: پساب در نظر گرفته شده برای این واحد، تنها «بخشی» از نیاز صنعت را تأمین می‌کند و مابقی باید از همان آب زیرزمینی ممنوعه تأمین شود.
۲. انرژی، مشکل به قوت خود باقی است: حتی با حذف فرآیند ذوب، این صنعت از نظر سازمان استاندارد «به شدت انرژی‌بر» تشخیص داده شده است؛ آن هم در کشوری که خاموشی‌های زمستانی و تابستانی به معضل مزمن تبدیل شده است.
۳. سکوت متقاضی: محیط زیست از شرکت خواسته بود «گزارش تحلیلی» از میزان دقیق مصرف آب و انرژی ارائه دهد. شرکت هیچ پاسخی نداد!

وقتی حریم شهر را جابه‌جا می‌کنند
شاید عجیب‌ترین بخش ماجرا، درخواست غیرمتعارف شرکت از ارکان دولتی است. صنعت فولاد یک صنعت سنگین و آلاینده است و قانوناً نمی‌تواند در «حریم شهر» احداث شود. اما متقاضی به جای تغییر مکان، درخواست داده بود که «حریم شهر قزوین اصلاح شود» تا این کارخانه در محدوده مجاز قرار گیرد.
پاسخ محیط زیست قاطع بود: «امکان اصلاح حریم شهر وجود ندارد و این اقدام نقض کلیه ضوابط فنی و قانونی است.»
به عبارت دیگر، سرمایه‌گذار به‌جای رعایت قانون، خواستار جابه‌جایی خطوط قرمز شهر به نفع خود شده بود.

جنگ روایت‌ها؛ از جمالی‌پور تا نوذری
مقاومت در برابر فولاد در قزوین فقط به محیط زیست محدود نمی‌شود. هدایت‌الله جمالی‌پور، استاندار دولت قبل، در شهریور ۱۴۰۰ رسماً اعلام کرد: «با وجود درخواست‌ها و فشارها، با حضور صنایع فولادی در استان مخالفم.» او تأکید کرد که محیط زیست باید برای آیندگان حفظ شود.
اما به نظر می‌رسد محمد نوذری در دوراهی «اشتغال فوری» و «پایداری درازمدت»، اولی را برگزیده است. او در سخنان روز گذشته خود با افتخار از اشتغال ۱۲۰۰ نفری پروژه بوئین‌زهرا گفت و وعده ۵۰۰ شغل جدید دیگر داد. در مقابل، حسین اینانلو، استاد دانشگاه، در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر (۱۵ دی ۱۴۰۳) هشدار داده بود: «کسانی که با شعار فریبنده اشتغال می‌آیند، تجربه نشان داده چندین برابر آن شغل، شغل‌های بومی را نابود می‌کنند.»

جنگی خاموش‌تر اما مخرب‌تر
اظهارات اخیر استاندار، یک زنگ خطر بزرگ برای فعالان زیست‌محیطی قزوین است. این سخنان احتمالاً مبنایی برای شروعی دوباره برای تلاش برخی شرکت‌ها جهت اخذ مجوزهای از دست رفته خواهد بود.
خطر فراتر از خشکسالی ساده است. اینانلو هشدار داده که این کارخانه‌ها با ایجاد «جزیره گرمایی» اقلیم منطقه را تغییر می‌دهند. از سوی دیگر، پسابی که در این نامه‌ها به آن اشاره شده، قرار بود به جای فولاد، به باغستان‌های سنتی قزوین و بخش کشاورزی برسد. یعنی فولاد نه تنها آب می‌خورد، بلکه غذای سفره مردم را هم می‌دزدد.

قیمت تمام‌شده فولاد
استاندار قزوین روز گذشته تأکید کرد: «فولاد یکی از صنایع آب‌بر است.»
سوال اینجاست: اگر می‌دانید آب‌بر است، چرا در بحرانی‌ترین دشت ممنوعه ایران، پای آن را باز می‌کنید؟
سازمان محیط زیست در مهر ۱۴۰۳ حکم نهایی را صادر کرده است: «به دلیل آلایندگی، آب‌بر بودن، انرژی‌بر بودن، حریم شهر و حساسیت دشت ممنوعه قزوین، این درخواست فاقد وجاهت قانونی است.»
مردم قزوین همچنان کامشان تلخ است از آلودگی نیروگاه و کارخانه سیمان. آسیب‌های جبران‌ناپذیر فولاد بر زندگی و زیست مردم، می‌تواند از جنگ و تخریب فیزیکی نیز مرگ‌بارتر باشد. اکنون توپ در زمین استاندار است؛ آیا به حرف محیط زیست گوش می‌دهد یا لابی صنعت فولاد؟
برای ساکنان دشت قزوین، محاسبه ساده است: فولاد را می‌توان ذوب کرد و شکل تازه‌ای به آن داد، اما یک سفره آب زیرزمینی که فرو می‌ریزد، هرگز ترمیم نخواهد شد.
انتهای پیام/

نقطه آخرین اخبار و اطلاع رسانی