جنگ رمضان؛ روز شصتم
جنگ ارادهها در هرمز؛ واشنگتن از «تقابل نظامی» به «خفقان اقتصادی» روی آورد
شفق؛ دیپلماسی در بنبست و روایت تلاشهای بینتیجه، خروجی این روزهای رسانهها از ماجرای جنگ رمضان است. براساس اخبار و دادههای موجود باید گفت تلاشهای دیپلماتیک برای پایان دادن به درگیری، به بنبستی کامل رسیده است. سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در سفری به روسیه و دیدار با ولادیمیر پوتین، بر ادامهی شراکت راهبردی تأکید کرد. با این حال، گزارشها از منابع پاکستانی و آمریکایی حاکی از آن است که پیشنهاد مرحلهای ایران (شامل پایان جنگ، رفع محاصرهی دریایی، تعیین وضعیت تنگهی هرمز و سپس گفتوگو دربارهی برنامهی هستهای) از سوی دونالد ترامپ رد شده است. زیادهخواهی دولت آمریکا مانع جدی پایان منازعه است و سخنگوی وزارت خارجه ایران هم اعلام کرده: «ایران عزمی برای شرکت در مذاکره ندارد». این یعنی ایران مقتدرانه پای تحقق شروطش ایستاده است.
یک مقام آمریکایی به رویترز گفته است: «این رویکرد ایران برای ایالات متحده قابل قبول نیست. واشنگتن اصرار دارد که مسائل هستهای باید در ابتدای مذاکرات بررسی شود.»
در مقابل، مقامات ایرانی از جمله عراقچی اعلام کردهاند که «ایران در برابر بزرگترین ابرقدرت جهان ایستاده و آنها حتی به یک هدف از اهداف خود دست نیافتهاند».
تغییر راهبرد آمریکا: از موشک تا دلار
مهمترین رخداد پنهان این روز، افشای تغییر راهبردی واشنگتن از تقابل نظامی به «خفقان اقتصادی» است. اندیشکدهی «میدل ایست مانیتور» در تحلیلی که در این روزشمار بازتاب یافته، اعلام کرده است که آمریکا با قطع جریان دلار از فدرال رزرو نیویورک به بانکهای عراق، عملاً شریان مالی گروههای مقاومت وابسته به تهران را هدف قرار داده است.
در این گزارش آمده: «در جنگهای نوین، هر دلار توقیف شده کارآمدتر از یک حمله موشکی است و میتواند الگوی جنگهای نیابتی تهران را از ریشه بخشکاند.»
همزمان، وزارت خزانهداری آمریکا به رهبری اسکات بسنت، ادعا کرده محاصرهی دریایی بنادر ایران، بهزودی به کمبود بنزین در داخل ایران خواهد انجامید و هرگونه همکاری با شرکتهای هواپیمایی تحریمشده ایران، با خطر تحریم مواجه است. استراتژی تهدید توسط دولت آمریکا یکی از ابزارهای عملیات روانی کشوری است که مدعی بود ابرقدرت جهان است و حالا پس از جنگ به تهدید روی آورده است!
میدان نبرد: عقبنشینی رژیم صهیونیستی و تثبیت فرسایش
در عرصهی میدانی، ارتش تروریستی اسرائیل پس از هفتهها پیشروی زمینی در جنوب لبنان، روند عقبنشینی نیروهای خود را آغاز کرده است. روزنامهی معاریو گزارش داده که لشکر ۱۶۲ بهعنوان یکی از سه لشکر عملیاتی، از لبنان خارج شده و به جنوب سرزمینهای اشغالی منتقل شده است.
با این حال، یک منبع نظامی لبنانی به العربیه گفته است که به دلیل بسته شدن مسیر تهران-دمشق-بیروت، ذخایر تسلیحاتی حزبالله رو به پایان است. این منبع مدعی شده که «از دست دادن خط اصلی تأمین مهمات»، دلیل اصلی کاهش عملیاتهای حزبالله در جنوب ارزیابی میشود.
آمارهای رسمی حاکی از آن است که از ۲۸ مارس ۲۰۲۶، تعداد کل شهدای ثبتشده در بیمارستانهای لبنان به ۸۴۹۷ نفر رسیده و ۲۵۲۱ نفر نیز شهید شدهاند. در جبههی فلسطین اشغالی نیز ۵۹۶ نفر از نیروهای رژیم صهیونیستی در درگیری با حزبالله کشته شدهاند.
اقتصاد جهانی زیر پوست جنگ؛ هشدار دربارهی PCB و رزین
یکی از بخشهای مهم این روزشمار، تأثیر غیرمستقیم جنگ بر اقتصاد جهانی است. به گزارش رویترز، جنگ در غرب آسیا باعث اختلال در تأمین مواد اولیه تولید بردهای مدار چاپی (PCB) شده است. حملهی ایران به مجتمع پتروشیمی الجبیل در عربستان، تولید رزین پلیوینیل (PPE) را متوقف کرده که ۷۰ درصد از وجود آن برای ساخت تراشههای بردهای چاپی ضروری است.
قیمت بردهای مدار چاپی از اواخر سال گذشته تا ۴۰ درصد افزایش یافته و زمان انتظار برای دریافت مواد شیمیایی مانند رزین اپوکسی از ۳ هفته به ۱۵ هفته رسیده است.
همچنین، با بسته ماندن تنگه هرمز، قیمت نفت برنت از مرز ۱۱۷ دلار عبور کرده و آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، وضعیت فعلی را «سومین تهدید بینالمللی پس از کرونا و جنگ اوکراین» توصیف کرده است.
تحرکات منطقهای؛ عراق در فشار حداکثری
عراق به یکی از کانونهای اصلی فشار تبدیل شده است. شورای امنیت ملی عراق به ریاست محمد شیاع السودانی اعلام کرده است که «هرگونه حمله از خاک عراق به کشورهای دیگر، اقدامی تروریستی محسوب میشود».
در مقابل، آمریکا به وضوح اعلام کرده که دولت بغداد در مهار شبهنظامیان وابسته به ایران ناکام بوده و واشنگتن «تمام اقدامات لازم را برای مقابله با فعالیتهای بیثباتکننده ایران در عراق» اتخاذ خواهد کرد.
در همین حال، بحرین اعلام کرده که تابعیت ۶۹ نفر را به دلیل آنچه «حمایت از اقدامات خصمانهی ایران» خوانده سلب کرده است.
افکار عمومی آمریکا؛ تردید درباره جنگ
نظرسنجی شبکه ABC نشان میدهد که ۶۳ درصد از مردم آمریکا معتقدند جنگ علیه ایران توجیه کافی نداشته است و تنها ۲۶ درصد اقدام نظامی آمریکا را درست میدانند. این آمار، فاصلهی عمیق میان نخبگان سیاسی و افکار عمومی در واشنگتن را نشان میدهد.
روز شصتم این جنگ، تصویری از یک درگیری بدون راهحل نظامی یا دیپلماتیک سریع را ارائه میدهد. واشنگتن با درک هزینههای سنگین تقابل نظامی مستقیم، استراتژی «خفقان اقتصادی» را در پیش گرفته است. از سوی دیگر، تهران با تکیه بر محور مقاومت و شراکت راهبردی با روسیه و چین، در تلاش است هزینههای تداوم محاصره را به اقتصاد جهانی منتقل کند. استراتژی ایران به نظر مؤثر بوده و اثر آن در بازارهای جهانی مشهود است.
تنگه هرمز نه تنها یک آبراه استراتژیک، بلکه مرکز ثقل جنگی شده که در آن اراده دو طرف، اقتصاد جهان را گروگان گرفته است. واقعیت میدانی نشان میدهد که هیچیک از طرفین کنترل کاملی بر متغیرها ندارند و آیندهی این منازعه، بیش از هر چیز به توانایی قدرتهای بزرگ درگیر یعنی ایران و آمریکا در مدیریت بحران بستگی دارد؛ مسیری که میتواند نظم منطقهای و جهانی را برای دهههای آینده بازآرایی کند.
انتهای پیام/