اعتماد نداریم؛ دیدگاه رهبر شهید ایران و روایت «بدعهدی» محوری آمریکا
شفق-جابر خرم نیا؛ از وعده تا خروج؛ روایت «تجربه تلخ» یک دهه مذاکره بر سر برنامهی هستهای ایران است. در حالی که دیپلماتهای جهانی معمولاً به دنبال «تعریف آینده» در روابط هستند، قائد شهید همواره بر ضرورت «خوانش درست از گذشته» برای ترسیم مرزهای سیاست خارجی تأکید کرده است، تأکیدی که نشان داده خوانش صحیح از تجربهی گذشته در ترسیم آینده مؤثرتر است. هستهی مرکزی استدلال ایشان در قبال آمریکا بر سه پایه استوار است: «پیشینهی تاریخی خیانت»، «آسیبشناسی برجام» و «تشخیص ماهیت حقیقی دشمن».
«تجربه» به مثابهی سند؛ روایت الجزایر و برجام
رهبر شهید ایران در تحلیلهای خود، به دو رویداد عینی و دردناک برای حافظهی سیاسی ملت ایران اشاره میکند تا نظریهی عدم اعتماد را اثبات کند. اولین رویداد، «بیانیه الجزایر» در سال ۱۹۸۱ (۱۳۶۰) است؛ توافقی که به بحران گروگانها پایان داد. به گفتهی ایشان، این توافق شامل تعهدات روشنی از سوی آمریکا مبنی بر عدم دخالت در امور داخلی ایران و آزادسازی داراییها بود، اما «آمریکا هیچکدام از این تعهدات را عملی نکرد».
دومین و مهمترین مدرک، برجام است. براساس آرشیو بیانات موجود در پایگاه اینترنتی دفتر رهبر شهید انقلاب، ایشان بارها در سخنرانیهای عمومی خود به ویژه در اوایل دهه ۱۳۹۰ هشدار دادند که مذاکره با آمریکا یک «آزمایش» است. ایشان در مرداد ۱۳۹۵ صراحتاً اعلام کردند: «برجام بینتیجه بودن مذاکره با آمریکاییها، بدعهدی آنها و ضرورت بیاعتمادی به وعدههای آمریکا را بار دیگر ثابت کرد».
البته موارد تاریخی در مورد بدعهدی و خیانت آمریکاییها در حق ملت ایران پیش از انقلاب و پس از انقلاب بسیار فراوان است و انبوهی از تجربهها را در بر میگیرد.
خروج از برجام: روایت «پاره کردن قرارداد»
برای شهید آیتالله خامنهای، خروج یکجانبه دونالد ترامپ از توافق هستهای در سال ۲۰۱۸، نه یک اشتباه تاکتیکی از سوی واشنگتن، بلکه «فاش شدن ماهیت واقعی» آمریکا بود. ایشان در دیدار با مسئولان نظام در فروردین ۱۴۰۱ این وضعیت را چنین تحلیل کردند: «آن که بدعهدی کرده، طرف مقابل است. خودشان هم الان در این بدعهدی گیر کردهاند… آن طرف مقابلی که بدعهدی کرد و به قول خودشان پاره کرد آن قرار را، خودش الان در آن گیر کرده».
در تحلیل ایشان، آنچه بهعنوان «بازگشت به برجام» در دورهی جو بایدن مطرح شد، نیز فریبنده بود. ایشان دولت بایدن را متفاوت با ترامپ نمیدانستند. در شهریور ۱۴۰۰، قائد شهید با اشاره به درخواستهای واشنگتن برای مذاکرهی مجدد، تأکید کردند که دولت جدید آمریکا «هیچ فرقی با دولت قبلی ندارد» و همان خواستههای ترامپ را با زبانی دیگر تکرار میکنند.
منطق «نه» به مذاکره مستقیم: چرا باید با شیطان مذاکره کرد؟
موضع رهبر ایران در آرشیو بیانات ایشان، به سادگی یک «نه» احساسی نیست، بلکه محاسباتی استراتژیک دارد. او استدلال میکند که مذاکره با آمریکا نه تنها گرهی را باز نمیکند، بلکه باعث «انحراف از راه صحیح پیشرفت کشور و دادن امتیازهای پی در پی» میشود.
در آخرین تحلیلهای ایشان (تا پیش از تحولات اخیر منطقه)، آمریکا کشوری است که بر سر موضع «عنادآمیز» خود ایستاده و درخواستهای ایران برای تضمینهای واقعی (مانند عدم خروج مجدد از توافق یا رفع کامل تحریم) را رد میکند. به گفتهی ایشان، طرف آمریکایی به صراحت به دیپلماتهای ایرانی گفته است که «ما تضمین نمیدهیم نقض نکنیم». این گزاره، کلیدی برای درک بنبست دیپلماتیک است؛ چراکه از دیدگاه تهران، کسی که به عهد خود پایبند نیست، اصولاً «طرف مذاکره» محسوب نمیشود.
آیا این «بدعهدی» ریشه در واقعیت دارد یا روایت راهبردی؟
واقعیتهای میدانی نشان میدهد که خروج آمریکا از برجام بدون تردید یک نقض عهد بزرگ بود که حتی متحدان اروپایی آمریکا را تحت تأثیر قرار داد.
گرچه طرفهای غربی معتقدند که پیش از خروج ترامپ، آنها به تعهدات مالی و بانکی خود در قبال ایران عمل کرده بودند و موانع موجود برای جذب سرمایهگذاری خارجی در ایران، بیشتر به «جو سیاسی غیرقابل پیشبینی» و اختلافات داخلی در تهران مربوط میشده است تا به اقدام کاخ سفید. اما رهبر شهید ایران اما این استدلال را «فرار از واقعیت» میداند. ایشان بر این باور بودند که آمریکا از ابزار «تحریمهای فراسرزمینی» برای ترساندن سایر کشورها از تعامل با ایران استفاده کرد و عملاً ثمرات برجام را از بین برد. در نگاه ایشان، «نقض عهد» بخشی از DNA سیاسی ایالات متحده است که یا به وسیله کنگره قوانین را تغییر میدهد (مانند برجام) یا توسط رئیسجمهور تصمیم یکجانبه میگیرد.
آنچه از میان انبوه بیانات قائد شهید در این باره برمیآید، تصویری از رهبری جهانشناس، آگاه و روشنیبخش است که بیش از آنکه به «کلمات دیپلماتیک روی میز مذاکره» امیدوار باشد، به تجربههای تاریخی، واقعیت میدانی و «کارنامهی عملی دشمن» تکیه دارد. برای امام شهید آیتالله خامنهای، تجربهی برجام مانند یک عمل جراحی دردناک بود که نشان داد تومور بدخیم «بدعهدی» در سیستم تصمیمگیری آمریکا ریشه دوانده است. تا زمانی که سیاستها و رفتار عملی دولت آمریکا و ضرورت اعتمادسازی او باعث نشود که این برداشت تاریخی ملت ایران تغییر کند، واشنگتن نه در موضوع هستهای و نه در هیچ موضوع دیگری، طرفی قابل اعتماد برای ملت ایران نخواهد بود.
بدون شک در شرایط آتشبس و سکوت میدان جنگ، پس از شهادت رهبر ملت و با حوادث سختی که پشت سر گذاشته شده، ملت ایران نسبت به آمریکا بیاعتمادتر شده است. در چنین شرایطی هیچ تخطی از شروط ۱۰ گانه بیان شده توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنهای پذیرفته نبوده و برای برداشتن یک گام به جلو و پایان وضعیت مخاصمه اقدام اعتمادساز و عملی آمریکاییها لازم است که بنا به تجربه تاریخی باید گفت آنها هرگز از شرارت و حتی نقض عهد(در صورت متعهد شدن) دست بر نخواهند داشت.
انتهای پیام/