تنگه هرمز؛ میدان نبرد تفسیرهای متعارض از تفاهمنامه اسلامآباد
تقابل ایران و آمریکا در تنگه هرمز؛ فروپاشی تفاهم اسلامآباد و گشایش فصل جدیدی از تنش
شفق؛ در حالی که ساعاتی پیش بامداد دوشنبه، انفجارهای متوالی در شهرها و تأسیسات نظامی متعدد در استانهای هرمزگان، خوزستان، بوشهر، مرکزی و سیستان و بلوچستان به گوش رسید، روایتهای رسمی از دو سوی درگیری به سرعت منتشر شد. فرماندهی تروریستی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) اعلام کرد که موج جدیدی از حملات را با هدف «تضعیف توانایی ایران در حمله به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز» آغاز کرده است. در مقابل، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طی چند اطلاعیه متوالی، از پاسخ متقابل و «درهم کوبیدن» اهداف نظامی آمریکا در پایگاههای اردن، بحرین و کویت خبر داد. این تبادل آتش، شدیدترین رویارویی نظامی از زمان آغاز جنگ تحمیلی علیه ایران در بهمنماه گذشته محسوب میشود و نشان میدهد که مسیر دیپلماسی، حداقل در کوتاهمدت، به بنبست رسیده است.
فروپاشی یک تفاهم شکننده
هسته اصلی مناقشه کنونی به تفاهمنامه اسلامآباد بازمیگردد؛ توافقی که تنها چند هفته پیش با میانجیگری پاکستان برای توقف موقت جنگ و بازگشایی نسبی تنگه هرمز به امضا رسید. اما این تفاهم از همان ابتدا با ابهامات بنیادین درباره کنترل و مدیریت آبراه همراه بود. بند پنج این توافق که ایران متعهد میشود «با حداکثر تلاش خود، برای عبور امن کشتیهای تجاری به مدت ۶۰ روز از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس، تمهیدات لازم را فراهم کند»، به کانون اختلاف تبدیل شده است.
مقامات ایرانی، از جمله محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و مذاکرهکننده ارشد کشورمان، بر این عبارت تأکید دارند که به باور آنها، حق حاکمیت و مدیریت تهران بر تنگه هرمز را به رسمیت میشناسد. قالیباف با انتشار متنی در شبکه اجتماعی ایکس، با اشاره به این بند، اعلام کرد که «عصر توافقهای یکطرفه به پایان رسیده است و ما به شما گفتیم: به قول خود وفا کنید یا هزینه آن را بپردازید». در مقابل، آمریکا مدعی است که این تفاهمنامه میبایست به عبور آزادانه کشتیها از این آبراه حیاتی منجر میشد و تهران با بستن مسیرهای جایگزین و حمله به کشتیها، آن را نقض کرده است.
گرچه پرواضح است که در همان بند ۵ تعیین اداره آینده تنگه هرمز را به ایران و مذاکره او با سلطنت عمان واگذار کرده بود که به معنای مدیریت ایران بر تنگه است. اصلی که آمریکا در پی نقض آن بوده است.
راهبرد «گذرگاه جنوبی» و آزمون اراده ایران
در هفتههای اخیر، آمریکا تلاش کرد برخلاف توافق، با حمایت از ایجاد یک کریدور دریایی در امتداد سواحل عمان و جنوب تنگه هرمز، از انحصار ایران بر این آبراه بکاهد. این مسیر جایگزین که با هدایت نظامی آمریکا و خاموش کردن سیستمهای ناوبری کشتیها انجام میشد، به گفته تحلیلگران، مقابله با اقدامات ایران برای اعمال کنترل کامل و حق حاکمیتش بر تنگه و ترددهای آن بود. با این حال، نیروی دریایی سپاه با شناسایی دقیق و توقف این شناورها، این راهبرد را به چالش کشید و شب گذشته نیز با توقیف دو کشتی متخلف، نشان داد که هرگونه عبور و مرور بدون هماهنگی با تهران را نمیپذیرد.
این رویارویی، ماهیت «تفاهم» را بیش از پیش متزلزل کرد. ایران با استناد به بند پنج تفاهمنامه، و نیز حق طبیعی حاکمیت بر آبهای سرزمینی، خود را متولی اصلی تعیین مسیرهای مجاز میداند و هرگونه اقدام آمریکا برای ایجاد مسیری موازی را «نقض فاحش» توافق تلقی میکند. در مقابل، آمریکا که برای بازگشایی کامل تنگه و کاهش فشار بر بازارهای انرژی تحت فشار است، اقدامات ایران را «دشمنی و تجاوز» میخواند و با حملات گسترده، سعی در تغییر معادلات میدانی و نقش توافق قبلی خود دارد.
ابعاد نظامی و پیامدهای منطقهای
شدت و دامنه حملات شبگذشته، نشاندهنده گذار از درگیریهای محدود به فاز جدیدی از تقابل است. سنتکام از استفاده از مهمات دقیق و برای اولین بار از «شناورهای بدون سرنشین یکطرفه دریایی» در این حملات خبر داد و مدعی شد دهها هدف از جمله سامانههای پدافندی، سایتهای راداری و شناورهای کوچک ایران را هدف قرار داده است. در مقابل، سپاه پاسداران و ارتش ایران با انتشار اطلاعیههایی جداگانه، از حملات گسترده پهپادی و موشکی به اهداف حیاتی آمریکا در منطقه از جمله پایگاه هوایی «پرنس حسن» در اردن، مرکز فرماندهی و کنترل پهپادی در پایگاه «شیخ عیسی» بحرین، و پایگاههای «علی سالم» و «احمد الجابر» در کویت خبر دادند.
گسترش جغرافیایی این درگیریها به کشورهای همسایه مانند اردن، بحرین، کویت و حتی عمان (که در روزهای اخیر به عنوان میانجی در حال گفتگو با ایران بود) زنگ خطری جدی برای ثبات منطقه به صدا درآورده است. گزارشهای اولیه حاکی از شنیده شدن صدای انفجار و فعال شدن آژیرهای خطر در بحرین و کویت و نیز تعلیق پروازها در فرودگاه امان است که نشان از گسترش دامنه ناامنی فراتر از مرزهای ایران دارد. واکنش سریع و هماهنگ نیروهای مسلح ایران به اهداف در چندین کشور، بیانگر آمادگی تهران برای جنگ فرامنطقهای و قدرتنمایی در فراتر از مرزهای خود است.
بازار نفت و جهان در انتظار واکنش بعدی
پیامدهای فوری این تنشها بر بازارهای جهانی نفت قابل مشاهده است. خبرگزاری رویترز از افزایش بیش از ۲ درصدی قیمت نفت در پی حملات و کاهش عرضه از مسیر تنگه هرمز خبر داد. با توقف تردد در این آبراه و افزایش ریسکهای ژئوپلیتیکی، بازارهای انرژی با موج جدیدی از عدماطمینان مواجه شدهاند. نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس، وابسته به ایران، نیز با صدور اطلاعیهای، تردد در تنگه هرمز را «در حال حاضر ممکن نیست» اعلام کرده و آن را ناشی از «تحرکات غیرقانونی» آمریکا دانسته است.
سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، اسماعیل بقائی، نیز با رد اتهامات وارده، تأکید کرد که «شماتت کردن ایران بهخاطر دفاع از خود در برابر تجاوز، غیرمسئولانه و ناروا است» و بر «حق ذاتی دفاع مشروع» ایران طبق حقوق بینالملل تأکید کرد. با این حال، بیانیه مشترک وزیران خارجه انگلیس، فرانسه و آلمان (تروئیکای اروپایی) که خواستار ازسرگیری آتشبس و مذاکرات شدند و در عین حال پاسخ ایران را محکوم کردند، نشان از همراهی دولتهای غربی با حملات تروریستی آمریکا دارد که تهران باید اقدامات تنبیهی متناسب با این دولت ها را در پیش بگیرد.
اکنون این پرسش مطرح است که آیا ایالات متحده با توجه به تهدیدهای تروریستی ترامپ مبنی بر «بمباران شدید ایران»، به تشدید حملات ادامه خواهد داد یا اینکه فضایی برای بازگشت به میز مذاکره باقی خواهد ماند. آنچه مسلم است، تنگه هرمز به کانونی تبدیل شده که نه تنها تعیینکننده سرنوشت توافق اسلامآباد، بلکه معادله جدیدی از قدرت در خاورمیانه است؛ معادلهای که در آن ایران با چالشکشی مستقیم، قصد دارد «اراده یکجانبه» آمریکا را در مقابل تفسیر خود از حاکمیت سرزمینی به آزمایش بگذارد. دست برتر در این منازعه با کشوری است که در پنج ماه گذشته قدرت خود را در برابر مدعی ابرقدرتیجهان به دنیا نشان داده است و بر هرمز حکومت می کند.
انتهای پیام/