شفق گزارش میدهد
پروژه انتقال آب سد طالقان به قزوین: راهکاری برای نجات از بحران آب یا درمانی موقت؟
شفق؛ در میانه بحران فزاینده آب در ایران، استان قزوین به عنوان یکی از کانونهای بحران خشکسالی و فرونشست زمین شناخته میشود. اکنون، پروژه انتقال آب از سد طالقان به این استان، با مدل مالی نوآورانه مبتنی بر وقف، به عنوان یک طرح تاریخی در حال اجراست. اما پرسش کلیدی این است: آیا چنین پروژههایی قادر به حل ریشهای بحران آب در منطقه خواهند بود؟
بحران آب در قزوین: از هشدارها تا فرونشست زمین
دشت قزوین برای دههها با بحران آب دست و پنجه نرم میکند. بر اساس دادههای منتشر شده از سوی مراجع علمی و سازمانهای محیط زیستی، سطح آبهای زیرزمینی در این دشت به طور متوسط سالانه بیش از یک متر افت داشته است. این افت شدید، منجر به پدیده فرونشست زمین با نرخ قابل توجهی شده است؛ به طوری که قزوین را به یکی از بحرانیترین مناطق از نظر فرونشست در ایران تبدیل کرده است.
از سال ۱۳۹۴، هشدارهای متخصصان و مسئولان درباره عواقب خشکسالی در قزوین آغاز شد. در آن سال، مدیران آب منطقهای از «وضعیت قرمز» در دشت قزوین خبر دادند و هشدار دادند که ادامه این روند، کشاورزی را در منطقه با خطر جدی مواجه خواهد کرد. تا سال ۱۴۰۰، این هشدارها به واقعیت پیوست و کاهش تولید محصولات کشاورزی و خسارت به چاههای آب شرب را در پی داشت.

در سالهای اخیر، مشکل تامین آب شرب شهری و روستایی نیز به این بحران اضافه شده است. در تابستان ۱۴۰۲، چندین روستا در قزوین با کمبود آب شرب مواجه شدند و مسئولان ناچار به تانکررسانی گردیدند.
پروژه انتقال آب سد طالقان: طرحی تاریخی با مدل مالی نوآورانه
در این شرایط، مدیرکل اوقاف استان قزوین از آغاز عملیات اجرایی طرح انتقال آب از سد طالقان به ۱۴ شهر و ۱۹۴ روستای استان خبر داده است. حجتالاسلام سیدمصطفی مجیدی در گفتگو با رسانهها، این طرح را «الگویی برای کل کشور در شرایط تحریم» توصیف کرده است.
به گفته وی، این طرح با مشارکت اداره کل اوقاف، شرکت آب منطقهای و قرارگاه سازندگی خاتمالانبیاء در حال اجراست و هدف آن تامین ۶۰ میلیون مترمکعب آب شرب برای بیش از ۷۸ درصد جمعیت شهری و روستایی استان است.
مدل مالی نوآورانه: جنبه منحصر به فرد این پروژه، تامین اعتبار آن از محل درآمدهای پروژه ۵۰۰ هکتاری اقامتی-گردشگری قائم در اراضی موقوفه «حاجیه بیگم قوامی» است. مجیدی این الگو را «نمونهای بینظیر در بهرهگیری از ظرفیتهای موقوفات برای اجرای پروژههای بزرگ عمرانی» توصیف کرده است.

انتقال آب بینحوضهای؛ راه حل آخر یا مسکن مقطعی؟
یوسف خلج امیرحسینی، کارشناس منابع آب، در گفتوگویی در خردادماه ۱۴۰۴ با خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)، به تبیین چارچوبهای جهانی اینگونه پروژهها پرداخته است. وی با اشاره به اینکه انتقال آب بینحوضهای یکی از روشهای متداول برای مناطق خشک است، تاکید کرد: «بر اساس استاندارد جهانی و بحثهایی که کارشناسان مربوطه در سازمان ملل و مراجع فعال در این زمینه تاکید دارند، انتقال بینحوضهای باید در بدترین شرایط یعنی مرحله آخر انجام شود.»
این کارشناس شرط اصلی این اقدام را وجود شرایطی بحرانی دانست که «امکان تامین منابع آبی برای حفظ بقا در آنجا وجود ندارد.» اما هشدار کلیدی او درباره نحوه اجرای این طرحها در ایران است: «معمولاً طرحهای انتقال آب بینحوضهای را با قید زمان و موقتی بودن در نظر میگیرند… این قید برای این گذاشته میشود که مدیران آن منطقه به فکر پیدا کردن چاره، اصلاب الگوی مصرف و راههای درست مصرف آب باشند.»
امیرحسینی با انتقاد از روند حاکم در ایران، تاکید کرد: «متاسفانه این روندی است که امروزه حکمرانی آب کشور در پیش گرفته و به عنوان مسکن و راهکاری مقطعی به دنبال آرام کردن درد است و نه درمان و رسیدن به راه حل درست.»
از منظر دانشورانه، سیدحمیدرضا صادقی، استاد دانشگاه تربیت مدرس، در پژوهشی در سال ۱۳۹۵ با عنوان «تجارب و پیامدهای انتقال آب بین حوضهای در جهان» به تجربیات بینالمللی بیش از ۱۷۰ پروژه در کشورهای گوناگون پرداخته است. وی انتقال آب بینحوضهای را یک راهحل «نوآورانه و غیرمتعارف» توصیف میکند که نیازمند «تصمیمگیریهای چندجانبه» است.

پروفسور صادقی در این پژوهش تاکید میکند: «شناسایی چالشها، مزایا و معایب اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی، هیدرولوژیک، فنی و سیاسی در هر دو حوضه مبدا و مقصد از اهمیت ویژهای برخوردار است.» به باور وی، «در بعضی موارد، اثرات منفی انتقال آب برای یک حوضه میتواند به نفع حوضه دیگر تلقی شود.»
کلید موفقیت این پروژهها از دیدگاه این استاد دانشگاه، «برآورده کردن نیازهای حوضه مقصد به صورتی پایدار و مدیریت یکپارچه منابع آب» است. وی ایجاد «سازوکارهایی برای مشارکت ذینفعان، شامل جوامع محلی و نهادهای حاکمیتی» را ضروری میداند و نتیجه میگیرد که «توجه به پایداری منابع آبی و حفظ اکوسیستمهای طبیعی از اولویتهای اصلی در طرحهای انتقال آب باید باشد.»
نگاه به آینده: توسعه پایدار یا ادامه بحران؟
پروژه انتقال آب طالقان به قزوین در شرایطی اجرا میشود که این استان برای دههها با برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی مواجه بوده است. مسئولان استانی امیدوارند این طرح علاوه بر تامین آب شرب، به «بهبود کیفیت و کمیت آبخوان دشت قزوین» کمک کند.
با این حال، پرسش اساسی این است که آیا این پروژه به تنهایی قادر به حل بحران آب در منطقه خواهد بود؟ تجربیات مشابه در دیگر استانهای ایران نشان میدهد که پروژههای انتقال آب، زمانی موثر خواهند بود که همراه با برنامههای جامع مدیریت مصرف، اصلاح سیستمهای آبیاری و تغییر الگوی کشاورزی باشند.
سخن آخر
طرح انتقال آب سد طالقان به قزوین با مدل مالی نوآورانه وقف، نمونهای از تلاشهای مسئولان برای مقابله با بحران آب است. در کوتاه مدت، این طرح میتواند به حل مشکل آب شرب کمک کند، اما برای حل ریشهای بحران آب در دشت قزوین، نیاز به رویکردی جامعتر شامل مدیریت تقاضا، حفاظت از منابع آب و تطبیق توسعه با ظرفیتهای طبیعی منطقه است.
آینده نشان خواهد داد که آیا این طرح به عنوان «الگویی برای کل کشور» میتواند موفق باشد، یا تنها نمونهای دیگر از راه حلهای مقطعی برای بحران ساختاری آب در ایران خواهد بود.
انتهای پیام/