همپوشانی اقتدار و عطوفت در مراسم روز سرباز در قزوین
شفق؛ معصومه امینی، یادداشت: در تقویم رسمی کشور، روز سرباز صرفاً یک تاریخ مناسبتی مانند مناسبات دیگر است؛ اما در قزوین، امسال یک اتفاق متفاوت رخ داد. اتفاقی که فرمانده انتظامی استان تصمیم گرفت رسم و رسوم همیشگی را بشکند و به جای سخنرانی از یک تریبون خشک و رسمی، در میان سربازان بنشیند و به درددلهایشان گوش بسپارد.
معمولاً کمتر پیش میآید فرماندهای خود را از میز ریاست و فرماندهی جدا کند و در جمع سربازان بنشیند؛ اما سردار محمدقاسم طرهانی، فرمانده انتظامی استان قزوین، این شجاعت را به خرج داد و نه صرفاً برای عکس یادگاری و گزارش کار، بلکه برای شنیدن صدای سربازان و مشکلاتشان، آنها را دور یک میز جمع کرد.
فرماندهی انتظامی استان قزوین در آستانه روز سرباز، تالاری در قزوین را نه برای تشریفات، بلکه برای سربازها و خانوادههایشان آماده کرد. سردار طرهانی تالار را نه برای نمایش اقتدار خویش، بلکه برای تقسیم شادی در میان سربازان تدارک دید و خودش هم پای همان سفرهای نشست که سربازان نشسته بودند. سربازانی که تا دیروز اسمشان صرفاً در لیست سربازی بود، اما این بار سر میزی نشستند که فرماندهشان هم پشت همان میز بود؛ کنار هم خندیدند، حرف زدند، از سختیها گفتند و سردار شنید؛ پدرانه، صبورانه و بیادعا!
سربازی که ماهها از خانه دور است، دلش به یک نگاهِ گرم خوش میشود؛ در مراسم روز سرباز در قزوین، این نگاه گرم در چهره سردار طرهانی پدیدار شد. سردار طرهانی از پشت میزِ ریاست برخاست و به میان سربازان رفت. با آنها خندید، شوخی کرد، دستانشان را فشرد و پای حرفها و درددلهایشان نشست. سربازانِ سختکوش و متأهل با همسر و فرزندشان مهمان فرمانده بودند و مجردها هم با رفقا و همخدمتیهایشان!
در همین شب، سربازانِ متأهل و سختکوش همراه با خانوادههایشان تجلیل شدند و اضافه خدمتها بخشیده شد، اما مهمتر از بخشش و تجلیل، لحظههایی بود که سردار با سربازان شوخی میکرد، دستشان را در دستان پرمهر و مقتدرش میفشرد و با لحنی مشفقانه و پدرانه حال دلشان را جویا میشد. اینجا بود که اقتدار با مِهر گره خورد؛ آنچنان که سرباز احساس کرد نه صرفاً بهعنوان یک شماره در فهرست، بلکه بهعنوان یک انسان دیده میشود.
سردار طرهانی؛ الگوی یک فرمانده تراز
این رفتار، تصادفی نبود. سردار طرهانی با اقتدارِ تمام، با رفتاری پدرانه نشان داد که میتوان هم مافوق بود، هم تکیهگاه. هم دستور داد، هم دلجویی کرد، هم تربیت کرد، هم بخشید! او ثابت کرد فرماندهی به معنای بالای سرِ سرباز ایستادن نیست؛ بلکه به معنای همدلی و کنار هم ایستادن است. رفتار سردار طرهانی یک پیام روشن برای همه فرماندهان دارد: میتوان هم مقتدر بود، هم مهربان، هم دستور داد، هم حرفهای طرف مقابل را شنید. اقتدار اگر با تحقیر و هتکحرمت همراه شود، فاصله میسازد؛ اما اگر با محبت همراه شود، دلها را تصاحب میکند. اگر سرباز احساس کند فرماندهاش حقیقتاً او را میبیند و صدایش میشنود، دیگر از خدمت سربازی نمیگریزد؛ بلکه به آن افتخار میکند.
آنچه در مراسم روز سرباز در قزوین گذشت، صرفاً برگزاری یک برنامه برای گزارش کار نبود؛ بلکه یک الگو بود. الگویی برای فرماندهانی که گمان میکنند فاصله، نشانه قدرت است؛ در حالی که قدرت واقعی، در نزدیک شدن و شنیدن است.
پس از این مراسم، سربازها با لبخند به پادگان برگشتند؛ نه فقط به خاطر جشن، بلکه به این خاطر که برای اولین بار حس کردند کسی هست که به فکرشان باشد و با گوشِ سر و گوشِ جان دردها و مشکلاتشان را بشنود. این همان الگویی است که میتواند در همه استانها تکرار شود؛ الگویی که در آن اقتدار با محبت گره میخورد و سرباز، بهعنوان یک انسان دیده میشود، نه فقط یک شماره در لیست!
اگر این مسیر ادامه یابد، سرباز نه از سر ناچاری، بلکه دلی و جانی خدمت میکند؛ چون احساس میکند ارزش واقعی او دیده شده و کرامتش محفوظ مانده است. این همان مسیری است که سردار طرهانی در قزوین آغاز کرده است. شبی بهیادماندنی برای سربازانی که برای نخستین بار حس کردند فرماندهشان کنارشان است، نه بالای سرشان. اگر فرماندهان دیگر هم راهِ سردار طرهانی را ادامه دهند، سربازی در این کشور معنای واقعی خویش را پیدا میکند و دیگر اجباری خوانده نمیشود؛ این معنا سالها در پیچ و خم تشریفات گم شده بود، اما فرمانده انتظامی استان قزوین نشان داد یک شبِ ساده، با یک میزِ ساده و یک دلِ بزرگ، میتواند به اندازه سالها سخنرانی اثرگذار باشد و بر دلها بنشیند.
انتهای پیام/