کانال خیالی در برابر خط لوله واقعی: چرا کانال مسندم برای فرار از هرمز یک رویا است؟
شفق؛ جابر خرم نیا ؛ حتما شما هم در فضای مجازی دیدید یا خواندید که امارات قرار است با معجزهی مهندسی یک کانال در این کشور حفر کرده و تنگهی هرمز را دور بزند. آیا واقعاً طرح کانال مسندم اجراشدنی است؟ پاسخ یک کلمه است: خیر. این سراب یک ابرپروژه در فضای مجازی است. هرگاه غبار تنش بر فراز تنگه هرمز سنگین میشود، نقشههایی آشنا در شبکههای اجتماعی جان میگیرند. این بار نوبت به «کانال مسندم» رسیده است؛ آبراهی خیالی که قرار است از خاک امارات بگذرد و تانکرهای نفت را مستقیماً به دریای عمان برساند. اما جستجو در اسناد رسمی دولتهای امارات و عمان، هیچ برنامهی عملیاتی، مناقصهای یا حتی مطالعهی امکانسنجی جدی را نشان نمیدهد. این ایدهی قدیمی که هراز گاهی یک بار زنده میشود، هنوز از مرز مفهومی فراتر نرفته و نخواهد رفت.
سه مانع کشنده بر سر راه حفر کانال
حالا چرا امکان حفر این کانال عملاً وجود ندارد؟ سه مانع جدی و غیرقابل حل وجود دارد.
اول اقتصاد شکنندهی چنین پروژهای است. برآوردهای غیررسمی هزینه ساخت چنین کانالی را بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار و زمان اجرای آن را نزدیک به ۳۰ سال تخمین میزنند. در دنیایی که قیمت نفت نوسانی و سرمایهگذاریهای زیرساختی به بازده سریع نیاز دارند، چنین رقمی غیرمنطقی است.
دوم کوههایی سخت که از نظر زمینشناسی تسلیم نمیشوند. برخلاف تصور عامه، مسیر پیشنهادی از رشتهکوه «هاجر» با قلههای سههزار متری و سنگهای اولترامافیک (از مقاومترین سنگهای زمین) میگذرد. حفاری در چنین بستری نهتنها هزینه را چندین برابر میکند، بلکه در عمل مهندسی معاصر را هم به چالش میکشد. مهندسی این کانال هرگز با رکورد مهندسی برج خلیفه یا جزایر نخلی قابل مقایسه نیست. حفر کانالی عمیق مناسب عبور نفتکشهای غولپیکر آن هم به طول ۱۰۰ کلیومتر! شدنی نیست.
سوم تهدیدی که قابل پنهان کردن نیست. هدف اصلی از این کانال، خنثیسازی برگ برندهی ژئوپلیتیک ایران در تنگه هرمز است. پس طبیعی است که در روزهای بحران، چنین پروژهای به اولین هدف حملات تبدیل شود. امنیتیسازی یک کانال عظیم در منطقهای که هر نقطه آن در برد موشکهای کوتاهبرد قرار دارد، عملاً ناممکن است. یعنی کافی است حوضچهی ذخیره یا ورودی و خروجی این کانال خیالی هدف قرار بگیرد. کار تمام است!
جایگزین واقعی: خطوط لولهی خاموش اما پرکار
در سکوت خبری، امارات و عربستان سعودی سالهاست مسیرهای عملی را توسعه دادهاند. «خط لوله شرق به غرب عربستان با نام پترولاین» روزانه تا ۷ میلیون بشکه نفت را به دریای سرخ میرساند. خط «ابوظبی به فجیره» نیز ظرفیتی نزدیک به ۱/۸ میلیون بشکه در روز دارد. هر دوی این خطوط در بحرانهای اخیر با حداکثر ظرفیت کار کردهاند.
جدیدترین ابتکار، کریدور زمینی-دریایی از بندر «خورفکان» در شارجه است: کشتیها بار خود را در این بندر تخلیه و سپس کالا از طریق جاده و ریل در منطقه توزیع میشود، در مورد انرژی و نفت برعکس یعنی خطوط لوله نفت را از بنادر خلیج فارس به این بندر حاشیه دریای عمان میرسانند. ارزانتر، سریعتر و شدنی. چیزی که امارات پیش میبرد توسعه این طرح است.
در هر حال کانال مسندم یک داستان تکراری و خیالی اینترنتی است، نه یک پروژهی دولتی. کشورهای حاشیهی خلیج فارس به جای خرج کردن صدها میلیارد دلار برای غلبه بر کوهها، ترجیح میدهند با بهینهسازی خطوط لوله موجود و گسترش کریدورهای زمینی، وابستگی خود به تنگهی هرمز را کاهش دهند. رویای کانال پانامایی در شنهای عربی، در کوتاهمدت و میانمدت، فقط در خبرها زنده میماند، به درد بازدید گرفتن در مجازی میخورد اما در میدان عمل هیچ ارزشی ندارد.
انتهای پیام/