وحدت ساختارمند؛ سد نفوذناپذیر ایران در برابر عملیات روانی و توهمات ترامپ
شفق؛ مقاومت خیرهکننده ملت بزرگ ایران در برابر ارتش تروریستی ایالات متحده، وجوهات پیچیدهای داشت که فراتر از قدرت نظامی صِرف است. این مقاومت حاصل ترکیبی بینظیر از ساختار تشکیلاتی بدون بنبست در حکومت، سازمان رزم فعال و ساختارمند در نیروهای مسلح، هوشیاری مثالزدنی مردم و حمایت همهجانبه آنها از حاکمیت، حضور گسترده در میادین برای خنثیسازی فتنههای تروریستی و شبهه کودتاهای داخلی و از همه مهمتر، وحدت ملی در سایه اراده واحد برای اهداف مشخص بود. حضور منسجم و متحد مردم در خیابانها و میادین برای دفاع از ایران، چنان سدی محکم ساخت که دشمن در همان گامهای اولیه عملیات روانی خود با شکست مواجه شد.
عملیات روانی برای شکستن سد وحدت
پس از برقراری آتشبس شکننده، ماشین جنگی رسانه و سرویسهای اطلاعاتی دشمن، هدف اصلی خود را روشن کردند: شکستن همین «سد وحدت ملی». سمپاشی مستمر رسانههای معاند فارسیزبان تأثیری نداشت، اما آنها تاکتیک خود را تغییر دادند. مطرح کردن دوگانه مغلطهآمیز «مذاکره یا مقاومت» برای ایجاد تزلزل در صفوف مردم و از سوی دیگر، تخریب وجهه مقامات ارشدی چون قالیباف و عراقچی، حلقههای زنجیرهای این جنگ روانی بود.
در این میان، رهبر معظم انقلاب، آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، با هوشمندی کامل، نصبالعین قرار دادن توصیه به وحدت را در دستور کار قرار دادند. ایشان در نخستین پیام خود پس از جنگ (۲۱ اسفند ۱۴۰۴) تأکید کردند: «باید بر وحدت بین آحاد و اقشار ملت… خدشهای وارد نشود. این امر با صرف نظر کردن از نقاط مورد اختلاف تحصیل خواهد شد.» در پیام نوروزی (۲۹ اسفند) نیز هشدار دادند: «عملیات رسانهای دشمن با نشانهگیری ذهن و روان مردم، قصد خدشه در وحدت و امنیت ملی دارد؛ مبادا با سهلانگاری ما این قصد شوم محقق شود.» و در نهایت در اربعین رهبر شهید (۲۰ فروردین) مسیر «ایران هر چه قویتر» را عبور از «وحدت بین اقشار مختلف جامعه» دانستند. این سه پیام، راهنمای عملی حفظ انسجام در برابر هجمهها بود.
ترامپ؛ از توهم نظامی تا هوچیگری رسانهای
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، پس از ناکامی رسانهها و سرویسهای جاسوسی در برهم زدن اتحاد ملی، خود وارد میدان شد. او که پیشتر در طول جنگ، برخلاف شواهد عینی، ادعای نابودی نیروهای مسلح ایران را مطرح کرده بود، این بار دست به ادعایی واهیتر زد: «در ایران هیچ اتحاد و وحدتی وجود ندارد و کشور دچار سردرگمی در رهبری و جنگ داخلی است.»
این ادعا در حالی مطرح میشود که واقعیتهای میدانی کاملاً خلاف آن را نشان میدهد مانند دیگر تناقضات ترامپ. بررسی ادعاهای ترامپ در این باره مهم است.
نیروی دریایی ایران نابود شده؟ در حالی که تنگه هرمز بیش از ۵۰ روز است کاملاً تحت مدیریت ایران قرار دارد و عبور و مرور محدود با اذن ایران انجام میشود.
زرادخانه ایران نابود شده؟ در حالی که تمام پایگاهها، منافع و سربازان آمریکا در منطقه هدف قرار گرفتند و سرزمینهای اشغالی زیر آتش بود.
ترامپ در توییتهای اخیر خود، سه نمایش راهبردی و فریبنده ارائه میدهد که هر کدام با واقعیت در تضاد است:
نخست، ادعای اختلاف داخلی در ایران در حالی که طرح ۱۳ بندی کنگره آمریکا برای عزل ترامپ به اتهام آغاز جنگ و نظرسنجی پلیتیکو که نشان میدهد رایدهندگان آمریکایی ادعاهای او را باور ندارند، تصویر روشنی از بحران در واشنگتن ترسیم میکند.
دو، ادعای کنترل کامل آمریکا بر تنگه هرمز در حالی که گزارش ردیابی دریایی چین نشان میدهد در ۲۴ ساعت گذشته، ۱۴ فروند کشتی (شامل ۳ نفتکش) از تنگه عبور کردهاند.
سه، ادعای صبر استراتژیک تا توافق ایران که بیش از هر چیز نشاندهنده درماندگی برای یافتن راه فرار از باتلاقی است که خود ایجاد کرده است.
واکنش مقامات ایران؛ «یک خدا، یک رهبر، یک ملت، یک راه»
اما مهمترین رویداد، واکنش کوبنده و هماهنگ سران قوا در ایران بود. در کمتر از ۲۴ ساعت، روسای قوای مجریه (پزشکیان)، مقننه (قالیباف) و قضائیه (اژهای) با انتشار متنی کاملاً یکسان، پاسخی تاریخی به توهمات ترامپ دادند: «در ایران تندرو و میانهرو وجود ندارد؛ همه ما «ایرانی» و «انقلابی» هستیم و با اتحاد آهنین ملت و دولت، با تبعیت کامل از رهبر معظم انقلاب، متجاوز جنایتکار را پشیمان خواهیم کرد. یک خدا، یک رهبر، یک ملت، و یک راه؛ آن هم راه پیروزی ایرانِ عزیزتر از جان.»
این واکنش هماهنگ، تنها محدود به سران قوا نشد. فرماندهان ارشد سپاه، وزیر امور خارجه (عراقچی) و سایر ارکان حاکمیت نیز با انتشار همین شعار، «وحدت آهنین» را فریاد زدند. تحلیلگران بینالمللی نیز این واقعیت را تأیید کردند. روزنامه تلگراف نوشت: «بر خلاف باور ترامپ، در تهران بر سر مدیریت جنگ اختلافنظری وجود ندارد.» و گاردین نیز تصریح کرد: «ایران بر خلاف سخنان ترامپ متحد است. ایران در پسِ یک راهبرد که از دل جنگ زاده شده، متحد به نظر میرسد.»
رمز پیروزی در ساختار، نه شعار
آنچه ایران را در جنگ رمضان و پس از آن پیروز کرده، نه صرفاً قدرت موشکی یا بازدارندگی نظامی، بلکه «ساختار مبتنی بر وحدت» است. ساختاری که در آن خلا رهبری به سرعت پر میشود، جناحهای سیاسی اختلافات خود را در مقابل تهدید خارجی کنار میگذارند، و مردم به عنوان رکن اصلی این چیدمان، در میادین حاضر میشوند. تجربه نشان داده است که تا زمانی که این «وحدت ساختارمند» حفظ شود، نه عملیات روانی رسانههای معاند میتواند شکافی ایجاد کند و نه رئیسجمهورِ دشمن که خود در باتلاق بحرانهای داخلی دست و پا میزند، میتواند از روی ناامیدی، رویای «اختلاف در تهران» را تعبیر کند. دشمن پشیمان خواهد شد، چرا که با «یک ملت» و «یک راه» روبروست.
انتهای پیام/