از ضاحیه تا ژنو؛ روایت تحلیلی از شبی که منطقه تا آستانه جنگ رفت اما به توافق رسید!
شفق؛ حمله عصر ۲۴ خرداد به منطقه مسکونی ضاحیه جنوبی بیروت را میتوان نقطه عطفی در یکی از پیچیدهترین بحرانهای منطقهای سالهای اخیر دانست. آنچه در ابتدا بهعنوان یک عملیات نظامی اسرائیل علیه لبنان مطرح شد، در فاصلهای کوتاه به بحرانی تبدیل شد که پای ایران، آمریکا و مجموعهای از بازیگران منطقهای و بینالمللی را به میان کشید، به نحوی که پس از آتشبس شکننده و بارها نقض شدهی جنگ رمضان، دوباره میرفت تا آتش جنگ میان ایران، رژیم صهیونیستی و آمریکا را شعلهور کند.
در نخستین واکنشها تهران این حمله را صرفاً یک اقدام نظامی علیه لبنان تلقی نکرد، بلکه آن را نقض مستقیم تفاهم آتشبس پیشین میان ایران و آمریکا دانست. وزارت امور خارجهی ایران در بیانیهای تأکید کرد که حمله به ضاحیه علاوه بر نقض حاکمیت لبنان، نقض آشکار تفاهم آتشبس ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ میان تهران و واشنگتن محسوب میشود. یکی از شروط لاتخطی ایران در این آتشبس توقف جنگ در تمام جبههها بویژه لبنان بود و پیشتر هم ایران رسماً اعلام کرده بود حمله به بیروت و خصوصاً منطقه ضاحیه خط قرمز ایران است.
خط قرمزی که یک بار دیگر هم نقض شده و ایران با حمله قاطعانه و سنگین موشکی به پایگاههای هوایی رژیم صهیونیستی به آن پاسخ داده بود.
همزمان با نقض دوبارهی آتشبس توسط رژیم تروریستی اسرائیل، فضای منطقه به سرعت به سمت تشدید تنش حرکت کرد. در اسرائیل، نشست اضطراری کابینه امنیتی در یک پناهگاه زیرزمینی برگزار شد و رسانههای عبری از نگرانی گسترده نسبت به واکنش احتمالی ایران خبر دادند. اختلال سراسری در سامانههای جیپیاس و افزایش تدابیر امنیتی نیز نشانهای از آمادگی تلآویو برای سناریوی پاسخ متقابل بود.
در تهران نیز پیامهای سیاسی و امنیتی آشکارا از پایان دورهی خویشتنداری خبر میداد. اظهارات مقامهای ارشد ایرانی و تأکید بر آمادگی برای پاسخ، این پیام را منتقل میکرد که حمله به بیروت از نگاه ایران صرفاً یک مسئلهی لبنانی نیست، بلکه به بخشی از معادله بازدارندگی منطقهای تبدیل شده است.
امتیازگیری ایران در زمان طلایی
اما درست در اوج این فضای جنگی، مسیر دیگری در حال شکلگیری بود؛ مسیر دیپلماسی.
اظهارات رسمی مقامات ایرانی از جمله قالیباف مبنی بر مسدود شدن راه مذاکره، ذوالقدر دبیر شورایعالی امنیت ملی در مورد در راه بودن پاسخ قاطع ایران به این جنایت رژیم صهیونی، بیانیه شدیداللحن وزارت امورخاجه و اظهارات ولایتی مشاور مقام معظم رهبری مبنی بر آمادگی شلیک موشک در پاسخ به این جنایت، میانجیگران پاکستانی، قطری و ترکیهای را به تکاپو انداخته و دولت آمریکا را نیز مجاب کرد که برای آنکه مسیر توافقی که به دنبال آن بودند تا از فشار جنگ و افزایش قیمت انرژی در میانه رویداد جام جهانی فوتبال که میزبان آن هستند خارج شوند، امتیازات ویژهای به ایران داده و نکات مدنظر ایران را بپذیرند.
تنها چند ساعت پس از حمله به ضاحیه، دونالد ترامپ از نزدیک بودن توافق با ایران سخن گفت و اعلام کرد که واشنگتن بهزودی بیانیهای درباره توافق صادر خواهد کرد. این اظهارات در شرایطی مطرح شد که فضای منطقه بیش از هر زمان دیگری مستعد ورود به یک درگیری گسترده بود.
در ادامه، نخستوزیر پاکستان از دستیابی به توافق میان تهران و واشنگتن خبر داد و اعلام کرد دو طرف توقف فوری و دائمی عملیات نظامی در تمامی جبههها، از جمله لبنان، را پذیرفتهاند. همچنین نقش میانجیگری قطر، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در شکلگیری این توافق مورد تأکید قرار گرفت.
نکته قابل توجه آن است که در روایت منتشرشده از سوی رسانههای اسرائیلی، حمله به ضاحیه نه به عنوان عامل توقف توافق، بلکه به عنوان رویدادی توصیف شد که ناخواسته روند رسیدن به توافق را سرعت بخشید. خبرنگار شبکه عبری «رؤی کایس» با لحنی معنادار پرسید: «چه کسی باور میکرد که یک حمله واحد در ضاحیه جنوبی بیروت، صلح جهانی را تسریع کند؟»
واکنش رسانههای صهیونیستی مستعمره نشینان پس از اعلام توافق نیز نشاندهندهی عمق نگرانی در تلآویو بود. برخی رسانههای عبری از «امتیازات گسترده»ی واشنگتن به تهران سخن گفتند و این توافق را به زیان منافع اسرائیل ارزیابی کردند. در تحلیلهای منتشرشده، توقف فوری عملیات در لبنان و احتمال تغییر موازنهی منطقهای به سود ایران از مهمترین نگرانیهای مطرحشده بود.
اندکی بعد، دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی ایران نیز با انتشار بیانیهای رسمی اعلام کرد که متن یادداشت تفاهم پایان جنگ میان ایران و آمریکا نهایی شده است. بر اساس این بیانیه، عملیات نظامی در تمامی جبههها از جمله لبنان متوقف میشود و محاصره دریایی علیه ایران نیز پایان مییابد.
در سطح بینالمللی، توافق با استقبال قدرتهای مختلف روبهرو شد. کشورهای اروپایی از آمادگی برای لغو تحریمها سخن گفتند و دولتهایی مانند آلمان، ژاپن، ترکیه و استرالیا این توافق را گامی مهم در جهت کاهش تنشهای منطقهای توصیف کردند.
با این وصف تمام مقامات ایرانی و ملت ایران با بیاعتمادی کامل به آمریکا و سندتوافق نگاه میکنند، آنها دیگر آموختهاند هیچ اعتمادی نمیتوان به دشمن آمریکایی و تعهدات، تضامین و امضاهایش داشت. در عوض ایران همچنان مصر است برگ برنده خود را حفظ کند: مردم، قدرت نیروهای مسلح و موشکها و تنگهی هرمز.
هرمز، اهرم جدید و قدرتمند ایران
با این حال، آنچه بیش از همه در تحلیل پیامدهای توافق اهمیت دارد، مسئله تنگه هرمز است. در روایتهای مختلف منتشرشده پس از توافق، بارها به نقش این آبراه راهبردی اشاره شده است. آسوشیتدپرس معتقد است ایران پس از این جنگ به اهرم جدیدی در معادلات منطقهای و بینالمللی دست یافته و توان تأثیرگذاری بر تردد کشتیها در تنگه هرمز به یکی از ابزارهای مهم فشار تهران تبدیل شده است.
بر همین اساس، میتوان گفت حمله اسرائیل به ضاحیه جنوبی بیروت نتیجهای معکوس با هدف احتمالی طراحان آن داشت. اگر هدف این عملیات برهم زدن روند مذاکرات تهران و واشنگتن بود، شواهد موجود نشان میدهد که این اقدام نهتنها مذاکرات را متوقف نکرد، بلکه به عاملی برای تسریع تصمیمگیری سیاسی دو طرف تبدیل شد. در کمتر از یک شبانهروز، منطقه از آستانه یک رویارویی گسترده به سمت اعلام توافقی حرکت کرد که پایان جنگ، توقف عملیات در لبنان و آغاز مرحلهای جدید از مذاکرات را در پی داشت.
از این منظر، ضاحیه نه فقط صحنه یک حمله نظامی، بلکه نقطهای بود که در آن منطق جنگ و منطق دیپلماسی به هم رسیدند؛ نقطهای که در نهایت، دستکم بر اساس روایت موجود خبری، مسیر دوم بر اولی غلبه کرد.
انتهای پیام/